خوش آمدید!

با تشکر از مشاهده انجمن گفتگوی ایرانی پاتوق در صورت تمایل برای استفاده از تمامی امکانات انجمن ثبت نام نمایید.

همین حالا ثبت نام کن!

جزوه معنی فارسی دهم به همراه آرایه های ادبی فارسی دهم

Majid.JD

عضو کادر مدیریت
موسس
8/18/20
415
جزوه معنی فارسی دهم به همراه آرایه های ادبی فارسی دهم

در اینجا ما درس به درس تمامی اشعار و متون سخت فارسی دهم را بیت به بیت برای شما بررسی کرده ایم و معنی تمام ابیات فارسی دهم ( معنی فارسی دهم ) و تمامی آرایه های موجود در ابیات آن را بیت به بیت ( آرایه های ادبی فارسی دهم ) برای شما بررسی کرده ایم. سعی کردیم در زباترین و بهترین و صحیح ترین شکل معنی فارسی دهم . آرایه های ادبی فارسی دهم را به شما ارائه کنیم. امید داریم این پست هم مانند سایر پست های دیجی کنکور برای شما مفید باشد. حالا بریم سراغ قسمت اول معنی فارسی دهم و آرایه های ادبی فارسی دهم .

منبع: دیجی کنکور
 

Majid.JD

عضو کادر مدیریت
موسس
8/18/20
415
1- به نام كردگارِ هفت افلاك — كه پيدا كرد آدم از كفي خاك
*قلمرو زباني
*به نام
: فعل « شروع مي كنم يا آغاز مي كنم » به قرينه ي معنوي حذف شده است
*كردگار : نامي از نام هاي خداي تعالي ، آفريننده ، پروردگار *افلاك : ج ِ فلك ، به معني آسمان ، چرخ ، سپهر
* هفت افلاك : هفت آسمان ، هفت طبقه ي آسمان ، جمع آمدن « افلاك » از ويژگي هاي زباني متون گذشته است . امروزه « هفت فلك » گفته مي شود .
*پيداكرد : آشكاركرد ، در اين جا به مفهوم آفريد و خلق كرد * كفي از خاك: يك مشت خاك

*قلمرو ادبي
*خاك
: اشاره وتلميح دارد به آفرينش انسان از خاك
*معني : سخنم را به نام آن خداوندي آغاز مي كنم كه آفريننده ي آسمان ها است .خداوندي كه از مشتي خاك انسان را آفريده است .
 

Majid.JD

عضو کادر مدیریت
موسس
8/18/20
415
2- الهي، فضلِ خود را يارِ ما كن — ز رحمت ، يك نظر دركارِ ما كن
*قلمرو زباني
*فضل:
بخشش، احسان، نيكويي**رحمت: مهرباني، بخشايش و عفو مخصوص خداوند

*قلمرو ادبي
*جناس ناقص اختلافي:
يار و كار * مراعات نظير: فضل و رحمت *يك نظر دركارِ ما كن : كنايه از توجّه وعنايت كردن


*قلمرو معنايي
معني بيت :
پروردگارا فضل خودت را كمك و ياورما قراربده وبا رحمتت به كارهاوكردارماتوجّه كن .
مفهوم : درخواست بخشش الهي ، طلب لطف و رحمت خداوند
 

Majid.JD

عضو کادر مدیریت
موسس
8/18/20
415
3- تويي رزاقِ هرپيدا و پنهان — تويي خلّاق هردانا و نادان
*رزّاق:
روزي دهنده ، بسيار رزق دهنده*خلّاق: آفريدگار ، بسيار خلقكننده
*تلميح :: « انَّ االله هو الرّزاق 8 ( )«همانا خداوند بسيار روزي دهنده است. / وَهُوَ الْخَلَّاقُ الْعَلِيمُ : اوست آفريننده دانا
* آشكاروپنهان : تضاد ومجازاز ؛ همه ي موجودات و هستي ؛ دانا و نادان : تضاد و مجازاز، همه ي انسان ها

*معني: پروردگارا ! تو روزي دهنده ي همه ي موجودآشكاروپنهان (مجازا همه ي موجودات) وآفريننده هر انسان دانا و نادان
( مجازا ، همه ي انسان ها ) هستي
 

Majid.JD

عضو کادر مدیریت
موسس
8/18/20
415
4- زهي گويا ز تو كام و زبانم يتو ي هم آشكارا هم نهانم
*زِ
:هي [ زِ ] (صوت ) ادات تحسين ، آفرين ، چه خوش است*كام: سقف دهان ، مجازاً دهان، زبان
*مراعات نظير: كام و زبان و گويا *آشكارا و نهان: تضاد

*معني: پرودگارا ! چه خوش است !كه سخن گفتن من از تواست ( خداوند سبب قدرت گويايي من است ) و تو ظاهر و باطن من هستي
*مفهوم: همه چيز از خداست و او برهمه چيز آگاه است ، آفرينش انسان ها نشان دهنده ي قدرت پروردگارو نشانه ي لطف وعنايت اوست .
 

Majid.JD

عضو کادر مدیریت
موسس
8/18/20
415
5- چو در وقت بهار آيي پديدار — حقيقت ، پرده برداري ز رخسار
*پرده :
نقاب، روي بند، حجاب*پديدار: آشكار*حقيقت: به راستي ، درستي ، درحقيقت
*مراعات نظير: پرده و رخسار*كنايه: پرده برداشتن: آشكار كردن

*معني: پروردگارا ! وقتي هنگام بهار آشكار مي شوي ( اشاره دارد به زيبايي و سرسبزي بهار ) ، به راستي مثل اين است كه از چهره ات روي بند و
نقاب را برداشتي و آن را به همگان نشان دادي.
*مفهوم: تجلّي و جلوه ي آفريدگار در هستي ، همه ي هستي نشانه اي از زيبايي خداوند است.
 

Majid.JD

عضو کادر مدیریت
موسس
8/18/20
415
6- فروغِ رويت اندازي سويِ خاك — عجايب نقش ها سازي سوي خاك
*فروغ :
پرتو، روشنايي *نقش: شكل*عجايب نقش : ها تركيب وصفي مقلوب ؛ نقش هاي عجايب
*عجايب: جِ عجيب ؛ چيزهاي شگفت آور و بديع ، شگفتي ها *خاك: مجاز از زمين*روي و سوي: جناس ناقص اختلافي

*معني: پروردگارا !اگر روشنايي چهره ي زيبايت را برجهان بتاباني تصويرها و نشانه هاي شگفت آور و تازه اي رسم مي كني
*مفهوم: در بيان نشأت گيري (پرورش يافتن ) اشياي عالم از پرتو وجود خدا/ زيبايي آفرينش از پرتو جمال الهي است
 

Majid.JD

عضو کادر مدیریت
موسس
8/18/20
415
7- گل ازشوقِ تو خندان در بهارست — از آنَ ش رنگ هايِ بيشمارست
*شوق :
آرزومندي، اشتياق، دلبستگي*خنديدن گل: منظور شكوفا شدن گل*بيشمار : آن كه شمرده نشود
*از آنش، رنگ هاي بي شمار است: جابه جايي ضميرشخصي پيوسته← از آن جهت رنگ هايش بي شمار است .
*گل: تشخيص و استعاره*مراعات نظير: گل و بهار
*حُسن تعليل: شاعر علّت شكوفابودن و رنگارنگ بودن گل ها را در بهار به سبب آرزومندي و شوق گل به خداوند مي داند .

*معني: پروردگارا ! گل به سبب آرزومندي و دل بستگي به تو در بهار شكوفا است و به علت اشتياق به تو رنگ هايش شمردني نيست .
*مفهوم: عشق به خداوند موجب زيبايي پديده هاست
 

Majid.JD

عضو کادر مدیریت
موسس
8/18/20
415
8- هر آن وصفي كه گويم ، بيش ازآني — يقين دانم كه بيشك جانِ جاني
*قلمروزباني
*وصف:
تشريح، توصيف، ستايش*جانِ جان: جان جان ، ها ذات حق تعالي ، روح وحقيقت جان
*يقين : اطمينان، اعتقاد*يقين دانستن: مطمئن بودن*جانِ جان: اضافه ي استعاري ، كنايه از روح اعظم

*معني: پروردگارا ! هرستايش و توصيفي كه در وصف تو بگويم ، تو برتر از آن هستي . و من مطمئن هستم كه بي ترديد جان جان ها هستي .
*مفهوم: توصيف ناپذبر بودن خداوند و ناتواني انسان از درك وشناخت حق / خداوند روح و حقيقت بشر و هستي است .
 

Majid.JD

عضو کادر مدیریت
موسس
8/18/20
415
9- نمي دانم ، نمي دانم ، الهي — توداني و تو داني ، آن چه خواهي
*معني:
خداوندا، انديشة اندك من از درك بزرگي تو ناتوان است( من در بارة شكوهمندي و جايگاهت هيچ سخني نمي توانم بگويم) و فقط تو به
رازهاي آفرينش آگاهي داري (تنها خودت مداني كه چگونه بايد تو را وصف كرد)
 
بالا پایین